چطور بودجه مناسب برای خرید سرور سازمان خود را تخمین بزنیم؟
خیلی از تماسهایی که با ما گرفته میشود با یک سؤال شروع میشود: «قیمت فلان سرور چند است؟» سؤال منطقی است، اما معمولاً سؤال دوم نیست. سؤال اول این است که اصلاً چقدر پول باید برای این پروژه کنار گذاشت. اگر این عدد را از قبل نداشته باشید، قیمت هر مدلی که بشنوید یا خیلی گران به نظر میرسد یا گولزننده ارزان.
در این مقاله سعی کردهایم همان چیزی را بنویسیم که در جلسههای مشاوره با مدیران IT و مدیران مالی مرور میکنیم: هزینهی واقعی سرور از چه بخشهایی تشکیل میشود، کدام سؤالها عدد نهایی را تعیین میکنند و کجاها معمولاً بودجه کم میآید.
چرا قبل از قیمت مدلها باید سراغ بودجه رفت؟
وقتی مستقیم سراغ قیمت یک مدل خاص میروید، یکی از این دو اتفاق میافتد. یا بودجهای که در ذهن دارید فقط پول خود دستگاه را پوشش میدهد و وسط کار متوجه میشوید رک، یوپیاس، لایسنس و نصب را حساب نکردهاید؛ یا برعکس، از ترس کم آوردن، پول بیشتری از نیاز واقعی قفل میکنید که میتوانست جای دیگری خرج شود.
راه درست این است که اول تصویر کلی را ببینید. سرور یک قطعهی تنها نیست؛ یک پروژهی کوچک است که چند هزینهی دیگر را هم با خودش میآورد. وقتی این بخشها را بشناسید، هم با مدیر مالی راحتتر صحبت میکنید، هم استعلامهایی که میگیرید قابل مقایسه میشوند.
هزینهی سرور فقط قیمت خود دستگاه نیست
جدول زیر سهم تقریبی هر بخش از بودجهی کل را نشان میدهد. این درصدها از تجربهی پروژههای معمول به دست آمدهاند، نه از یک استاندارد رسمی؛ پس آنها را نقطهی شروع حساب کنید، نه عدد قطعی.
| بخش هزینه | شامل چه چیزهایی میشود | سهم تقریبی از کل بودجه |
| سختافزار اصلی سرور | پردازنده، رم، دیسک، کنترلر، شاسی | ۵۵ تا ۷۰٪ |
| زیرساخت جانبی | رک، سوئیچ، کابلکشی، PDU | ۱۰ تا ۲۰٪ |
| یوپیاس و برق پشتیبان | جلوگیری از خاموشی ناگهانی و خرابی داده | ۵ تا ۱۰٪ |
| نصب و راهاندازی | نصب در رک، آپدیت فریمور، تنظیم RAID و iLO | ۵ تا ۱۰٪ |
| گارانتی و پشتیبانی توسعهیافته | سطحهای بالاتر از گارانتی پایه، مثل Care Pack | ۵ تا ۱۵٪ |
| نرمافزار و لایسنس | سیستمعامل سرور، هایپروایزر، نرمافزار بکاپ | بسته به نیاز |
اگر فقط ردیف اول را در نظر بگیرید، معمولاً حدود یکسوم بودجهی واقعی را ندیدهاید. این همان جایی است که پروژهها وسط راه متوقف میشوند: سرور رسیده، اما رک یا یوپیاس مناسب برایش نیست.
چهار سؤالی که عدد واقعی بودجه را مشخص میکند
قبل از هر استعلامی، جواب این چهار سؤال را روی کاغذ بیاورید. همین چند خط، نصف کار بودجهبندی است.
۱. چه کسانی و با چه بار کاری از این سرور استفاده میکنند؟
تعداد کاربر مهم است، اما نوع کار مهمتر است. ده نفر که فقط به فایلسرور وصل میشوند با ده نفر که همزمان روی یک نرمافزار حسابداری سنگین یا دیتابیس کار میکنند، فرق زیادی دارند. برای یک دفتر با بار کاری سبک، معمولاً یک پردازندهی ردهمتوسط و رم متناسب کافی است؛ اما اگر مجازیسازی، دیتابیس یا نرمافزارهای سنگین در کار باشد، رم و دیسک سریعتر سهم بیشتری از بودجه میگیرند. بهترین کار این است که فهرست سرویسهایی را که قرار است روی سرور اجرا شوند بنویسید و با تأمینکننده مرور کنید.
۲. این اولین سرور سازمان است یا جایگزین یک سرور قدیمی؟
اگر قرار است اولین سرور را بخرید، احتمالاً رک، سوئیچ مناسب، یوپیاس و حتی فضای مناسب برای نگهداری سرور ندارید و باید همه را از صفر تهیه کنید. در این حالت سهم زیرساخت جانبی بالا میرود و ممکن است چیزی حدود یکپنجم تا یکچهارم بودجه را بگیرد. اما اگر سرور قدیمی را عوض میکنید و رک و یوپیاس از قبل هست، بخش بزرگی از این هزینه حذف میشود؛ فقط مطمئن شوید یوپیاس فعلی توان سرور جدید را دارد و باتریاش هنوز سالم است.
۳. سه سال دیگر سازمان شما کجاست؟
سرور را معمولاً برای چند سال میخرند، نه برای چند ماه. اگر پیشبینی میکنید تعداد کاربرها یا حجم داده بیشتر شود، کمی ظرفیت اضافه در کانفیگ اولیه بگذارید؛ مثلاً اسلات رم خالی، جای دیسک بیشتر و پاور کافی برای ارتقا. قاعدهی رایج این است که حدود ۱۵ تا ۲۵ درصد به کانفیگ پایه اضافه کنید. این کار امروز کمی گرانتر تمام میشود، ولی جلوی خرید دوباره در دو سال بعد را میگیرد.
۴. اگر سرور یک روز کامل از کار بیفتد، چه اتفاقی میافتد؟
جواب این سؤال، سطح پشتیبانی را تعیین میکند. اگر توقف چند ساعته فقط کمی دردسر است، گارانتی پایه کافی است. اما اگر فروش، تولید یا خدمات به مشتری متوقف میشود، باید برای پشتیبانی سطح بالاتر، قطعهی یدکی و زمان پاسخ کوتاهتر بودجه کنار بگذارید. این تصمیم را همان اول بگیرید، چون بعضی از این خدمات را فقط همزمان با خرید میشود تهیه کرد.
دو مثال برای اینکه عددها ملموستر شوند
فرض کنید یک شرکت ۳۰ نفره برای اولین بار سرور میخرد. در چنین پروژهای سهمها معمولاً چیزی شبیه این است: سختافزار اصلی حدود ۶۰ درصد، زیرساخت جانبی حدود ۲۵ درصد، یوپیاس حدود ۸ درصد و نصب حدود ۷ درصد. به زبان ساده، اگر قیمت خود سرور را ۱۰۰ واحد در نظر بگیرید، کل پروژه چیزی بین ۱۶۵ تا ۱۷۰ واحد میشود. یعنی بودجهای که فقط برای سرور بسته شده بود، تقریباً دو سوم نیاز واقعی است.
حالا یک سازمان ۱۵۰ نفره را در نظر بگیرید که اتاق سرور، رک و یوپیاس دارد، اما میخواهد با دو سرور افزونگی ایجاد کند تا خرابی یکی، کار را متوقف نکند. اینجا تصویر کاملاً فرق میکند: سختافزار اصلی (دو سرور) حدود ۶۵ درصد، زیرساخت جانبی فقط حدود ۵ درصد، پشتیبانی توسعهیافته حدود ۱۵ درصد، نصب و پیکربندی افزونگی حدود ۱۰ درصد و نرمافزار حدود ۵ درصد.
مقایسهی این دو مثال نشان میدهد که هیچ نسبت ثابتی برای همه وجود ندارد. وضعیت فعلی سازمان شما تعیین میکند پول بیشتر کجا خرج شود.
هزینهای که بعد از خرید شروع میشود: نگهداری سالانه
بودجهی سرور با پرداخت فاکتور تمام نمیشود. هر سال چند هزینهی تکراری هم دارید: تمدید پشتیبانی بعد از پایان گارانتی، برق مصرفی سرور و سیستم سرمایش، و تعویض قطعاتی که با گذشت زمان فرسوده میشوند، مثل باتری یوپیاس یا دیسکها. یک قاعدهی سرانگشتی رایج این است که هزینهی نگهداری سالانه را حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد قیمت خرید اولیهی سختافزار در نظر بگیرید. این عدد را از همان اول در بودجهی سالانهی IT بیاورید تا سال بعد غافلگیر نشوید.
چکلیست سریع قبل از نهایی کردن بودجه
- سرویسها و نوع بار کاری سرور را مشخص کردهاید، نه فقط تعداد کاربرها را؟
- میدانید زیرساخت جانبی (رک، سوئیچ، یوپیاس) از قبل آماده است یا باید از صفر خریده شود؟
- رشد دو تا سه سال آینده را در کانفیگ لحاظ کردهاید؟
- سطح پشتیبانی متناسب با اهمیت سرویسها را انتخاب کردهاید؟
- هزینهی لایسنس نرمافزارها را جدا حساب کردهاید؟
- هزینهی نگهداری سالانه را در بودجهی سال بعد دیدهاید؟
اگر جواب حتی یکی از اینها «نمیدانم» است، قبل از استعلام قیمت سراغ همان یکی بروید.
یکجا بخریم یا مرحلهای؟
همیشه لازم نیست کل بودجه یکباره پرداخت شود. چند راه برای تقسیم هزینه وجود دارد:
خرید مرحلهای سختافزار: با کانفیگ پایهتر شروع کنید، اما سروری بخرید که جای ارتقا داشته باشد. بعداً وقتی بودجه آزاد شد، رم یا دیسک اضافه کنید. فقط دقت کنید قطعات بعدی باید با همان نسل سرور سازگار باشند.
تفکیک سرور از زیرساخت جانبی: میتوانید اول خود سرور را بخرید و بعضی تجهیزات جانبی را به فاز دوم بسپارید. اما یوپیاس و حداقلهای امنیتی را عقب نیندازید؛ سرور بدون برق پشتیبان، با اولین قطعی ناگهانی در معرض خرابی داده است.
مذاکره بر سر شرایط پرداخت: بعضی تأمینکنندگان معتبر شرایط پرداخت مرحلهای دارند. پرسیدنش هزینهای ندارد.
اشتباههایی که بودجه را وسط کار کم میآورند
فراموش کردن لایسنس نرمافزار: سیستمعامل سرور، هایپروایزر و نرمافزار بکاپ معمولاً جدا از سختافزار قیمت دارند. در بعضی پروژهها، مخصوصاً وقتی لایسنس بر اساس تعداد هستهی پردازنده حساب میشود، این بخش رقم قابل توجهی است.
ندیدن هزینهی برق در بلندمدت: دو سرور با قیمت نزدیک به هم ممکن است مصرف برق متفاوتی داشته باشند. این تفاوت در یک ماه به چشم نمیآید، اما در چند سال کارکرد شبانهروزی، بهعلاوهی هزینهی سرمایش، عدد قابل توجهی میشود.
نداشتن بودجهی احتیاطی: تقریباً هیچ پروژهای دقیقاً طبق برنامه پیش نمیرود؛ یک کابل جا میماند، یک ماژول اضافه لازم میشود یا قیمتها تغییر میکند. حدود ۱۰ درصد از کل بودجه را برای همین موارد کنار بگذارید.
بودجه بر اساس اندازهی کسبوکار؛ یک تصویر کلی
کسبوکار کوچک (کمتر از ۲۰ نفر): معمولاً یک سرور تکسوکته با کانفیگ مناسب کافی است. در این اندازه، سهم زیرساخت جانبی نسبت به خود سرور بیشتر به چشم میآید، چون رک و یوپیاس و سوئیچ باید بههرحال خریده شوند.
کسبوکار متوسط (۲۰ تا ۱۰۰ نفر): یک یا دو سرور دوسوکته، معمولاً همراه با مجازیسازی تا چند سرویس روی یک سختافزار اجرا شوند.
سازمان بزرگ (بیشتر از ۱۰۰ نفر): چند سرور، افزونگی برای سرویسهای حیاتی، استوریج مشترک و سطح پشتیبانی بالاتر.
این دستهبندی فقط برای شروع فکر کردن است. یک دفتر ۱۵ نفرهی مهندسی که با فایلهای سنگین کار میکند ممکن است سرور قویتری از یک شرکت ۵۰ نفرهی خدماتی لازم داشته باشد. معیار اصلی همیشه بار کاری واقعی است، نه تعداد کارمندان.
چطور استعلام قیمت دقیق و قابل مقایسه بگیریم؟
یک مشخصات واحد به همه بدهید: اگر از یک تأمینکننده سرور با ۶۴ گیگ رم و از دیگری با ۱۲۸ گیگ استعلام بگیرید، قیمتها قابل مقایسه نیستند. یک فهرست مشخصات دقیق بنویسید و همان را برای همه بفرستید.
هزینههای جانبی را جدا بپرسید: آیا قیمت شامل نصب، گارانتی، حملونقل و آپدیت فریمور هست یا هر کدام جدا حساب میشود؟ دو پیشفاکتور با رقم نهایی نزدیک به هم ممکن است خدمات کاملاً متفاوتی را پوشش بدهند.
از چند تأمینکننده استعلام بگیرید: حداقل سه استعلام، دید واقعیتری از بازار به شما میدهد و دستتان را برای مذاکره باز میکند. در کنار قیمت، اصل بودن قطعات و نوع گارانتی را هم مقایسه کنید.
یک سرور یا چند سرور؛ منطق بودجه فرق میکند
اگر قرار است چند سرور را همزمان بخرید، بعضی هزینهها بین آنها تقسیم میشود؛ مثل نصب، پیکربندی و آموزش تیم فنی. در مقابل، هزینههای تازهای هم اضافه میشود: سوئیچ قویتر برای ارتباط سرورها با هم، استوریج مشترک و پشتیبانی یکپارچه برای کل تجهیزات.
پیشنهاد ما این است که در چنین پروژههایی یک بودجهی جدا به اسم «زیرساخت مشترک» تعریف کنید و آن را از بودجهی هر سرور جدا نگه دارید. اینطوری تصویر روشنتری از هزینهی کل پروژه دارید و اگر لازم شد یک سرور را حذف یا اضافه کنید، میدانید دقیقاً چه چیزی تغییر میکند.
جمعبندی
بودجهی واقعی خرید سرور معمولاً بهطور محسوسی بیشتر از قیمتی است که روی خود دستگاه میبینید؛ در پروژههای معمول، چیزی حدود ۵۰ تا ۷۰ درصد بیشتر. اگر قبل از سراغ رفتن به قیمت مدلها، چهار سؤال اصلی و چکلیست این مقاله را جواب بدهید، هم بودجهی دقیقتری به مدیریت ارائه میدهید، هم وسط پروژه کم نمیآورید.
اگر برای تخمین بودجه یا انتخاب کانفیگ مناسب کمک لازم دارید، صفحهی سرورهای HP را ببینید یا با کارشناسان آبان تماس بگیرید تا بر اساس نیاز واقعی سازمانتان، یک برآورد شفاف دریافت کنید.
اگر میخواهید از جدیدترین پستهای ما مطلع شوید، لطفاً روی ‘اینستاگرام‘ کلیک کرده و صفحه ما را دنبال نمایید







